وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ
بِأَبصرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ و
یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ * و مَا
هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَلَمین
پست ثابت
******************************
دوستان سلام به وب ما خوش اومدید
ما 2تا دوستیم...
که خب میتونید به پروفایلمون مراجعه کنید واسه بقیه اطلاعات.
چون به فکرتونیم و واسه احترام به نظر خوانندگان و رفاه حال مراجعين و بازديد كنندگان
بین خودمون وجه تمایز گذاشتیم؛
يكيمون"1915"، اون يكي"648".
و اینکه :
دوست داریم هر کی وارد اینجا میشه آیین نامه وبمون رو بخونه.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 13:4 توسط دو قلوها
نميخواستيم بگيم واس چي عزاداريم يكم تو كف بمونين! ولي خب... ديديم حال نداريم!
آخه نميدونين چي شد كه!....
(آيكون گريه)
گوارديولا...
آي بابات فدات بشه الهي...
كجايي؟...
هاي هاي هاي...
(آيكون گريه از نوع شديدش)
فهميدين چي شد كه؟
مربوط به گوارديولاست!
فهميدين؟
گوارديولا رفت...
(بازم آيكون گريه)
از تيم بارسا رفت واس اينكه تحت فشار بود!
آي بميره اين اسرائيل كه اصاب نميذاره واس آدم!
ما كه نفرينمون نميگيره! حالا ديدي يهو زد و برگشت خورد و ما افتاديم مرديم!
بي خيال اين حرفا...
حرف آخر:
گوارديولا!
گذشته از اينكه مربي تيم باحالي بودي و خودتم آدم باحالي بودي،
حال كرديم با عقايدت،پ دمت گرم، هستيم پشتت، تا آخرش...
پ.ن:اگه كسي نفهميد چي شده، يه خبر بده، يه توضيح بديم واسش...!
پ.ن: يه خبر جديد، شاهين نجفي رو ميشناسين؟؟؟ همون رپ خونه.... موي بلند، روي سياه، واه و واه و واه... همون...
تو شعرش ديگه به همه چي همه چي توهين كرده، يعني همه چي... ميگن كه حكمش اعدامه...! يعني امام خميني گفتند: هركس به رسول خدا اهانت كند، هركس به ائمه خدا اهانت كند، واجب القتل است...
همين ديگه...
گفتيم تا تكليف خودتون رو بدونين...!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 23:47 توسط دو قلوها
براي خليجي هميشه فارس...
.
.
.
این نقشه متعلقه به عربستان سعودی در سال ۱۳۳۱ !

اين هم شیخ عبدالله بن زیاد آل نهیان ” وزیر خارجه امارات عربی متحده در زیر نقشه خلیج فارس...

و در آخر اينكه:

اميدواريم از پررويي اين كشور يكم كم بشه!
به اميد آن روز...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 17:18 توسط دو قلوها
جاتون خالی بود سرمون شلوغ بود وقت نبود بیایم!؟؟
حالا اومدیم،اونایی که نفهمیدن ما رفتیم و اصلن*به خودشون فشار نیارن وبلاگاشون هنگ میکنه.
بیخیال!
***************************

چرا هیچکس به فکر این قشر جامعه نیست؟؟
بندگان خدا خُب حق دارن دیگه جوون اند و احساس ترشیدگی گرفتتشون...
واقعآ معضل ازدواج جوون ها بالاخض دخترا واسه خودش بس عظیم است که دولت باید یه بودجه ای رو اختصاص بده به پسرا که بهشون بده تا بلکه حاضر بشن بیان این اجوبه ها رو بگیرن!!!

*توجه داشته باشین این غلط املایی نیس آموزش صحیح نویسی است با توجه به رسم الخط جدید!!
زبان فارسی رو تصور کنین بدون لغات عربی!!
دوستان سعی کنین کامنتهاتونو جوری بنویسین که توش از کلمات عربی استفاده نشده باشه!!!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 13:40 توسط دو قلوها
آقا پسر ها :
1- با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک.
2- کارت رو داخل دستگاه میذارن.
3- کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن.
4- پول و کارت رو میگیرن و میرن.
دختر خانم ها :
1- با ماشین میرن دم بانک.
2- به خودشون عطر میزنن.
3- احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن.
4- در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن.
5- در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن.
6- بلاخره ماشین رو پارک میکنن.
7- توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن.
8- کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه.
9- کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون.
10- دنبال کارت عابربانکشون میگردن.
11- کارت رو وارد دستگاه میکنن.
12- توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن.
13- کد رمز رو وارد میکنن.
14- ۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن.
15- کنسل میکنن.
16- دوباره کد رمز رو میزنن.
17- کنسل میکنن.
18- مبلغ درخواستی رو میزنن.
19- دستگاه ارور (خطا) میده.
20- مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن.
21- دستگاه ارور (خطا) میده.
22- بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن.
23- پول رو میگیرن.
24- برمیگردن به ماشین.
25- آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن.
26- توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن.
27- استارت میزنن.
28- پنجاه متر میرن جلو.
29- ماشین رو نگه میدارن.
30- دوباره برمیگردن جلوی بانک.
31- از ماشین پیاده میشن.
32- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر میدارن. (حواس نمیذاره برای آدم)
33- سوار ماشین میشن.
34- کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده.
35- احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن.
36- میندازن توی خیابون اشتباه.
37- برمیگردن.
38- میندازن توی خیابون درست.
39- پنج کیلومتر میرن جلو.
40- ترمز دستی رو آزاد میکنن. (میگم چرا اینقدر یواش میره)
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 23:8 توسط دو قلوها
بعد اون يكي پرسيد: خوب، چي بود؟؟
گفتم: فندق بود ديگه...
و بعد زدم زير خنده...
اون يكي هيچي نگفت...
انگار عادت داشت به اين چرت و پرت ها....
.....
*زدم پيام نماي تلويزيون، از شماره 100 تا 900 رو چك كردم...
هزارتا مطالب خنده دار خوندم ،از تمام زمانهاي مسابقات فوتبال و بسكتبال و واليبال و... ايران تا اون سر دنيا سر درآوردم ، چند تا دستور آشپزي خوندم،از قيمت پرايد و پژو تا پرادو و يه ماشين 900 ميليوني، سر درآوردم،فهميدم كه تو يه كشوري به نامه هاشون تمبر نميزنن و ...
ولي آخرش نفهميدم كه سريالي كه ميخواستم رو كي ميذاره...
يعني چي آخه؟؟؟
.....
نوشته سريال نجات يافتگان، هر روز ساعت 5، تكرار ، روز بعد، 2 شب...
ساعت دو شب ميزنم كانال سه، فوتبال ميذاره كه زنده هم نيست و تكرار هزار روز قبله.... بعدش مسابقه ي "با هم" پخش ميكنه و آخر سر ساعت 5 صبح هم، "علم ورزش"...
من كه نفهميدم چي شد!!!!
پ.ن: كسي ميدونه نجات يافتگان رو ساعت چند ميذاره؟؟
.....
*زدم كانال 5، داره ثريا قاسمي رو نشون ميده...
ميزنم كانال 4، بازم داره ثريا قاسمي رو نشون ميده...
ميزنم شبكه آي فيلم، ثريا قاسمي رو نشون ميده...
آخه چه وضعشه؟؟؟ چرا تبعيض قائل ميشن؟؟؟ مگه فرق ثريا قاسمي با بقيه بازيگرا چيه؟؟؟
.....
*بهش ميگن: گل ها رو آب بده...
ميگه: باشه.
شب آب ميده...
روز بعد ميگن: چرا آب نميدي؟؟ دارن خشك ميشن...
ميگه: باشه.
شب آب ميده...
پس فرداش داد ميزنن: چرا گل ها رو آب ندادي؟؟؟برگاشون زرد شدن...
چي بگه بنده خدا...!!!
....
*کله صبح روز چهارده از خواب پاشدم رفتم دانشگاه خوابم میومده همون اول کلاس استاد بدون هیچ مقدمه ای شروع کرده درس پرسیدن بعد یهویی به من رو کرده میگه "انحرافات مثبت اجتماعی" رو تعریف کن!!!!!
منم که از خواب پاشده بودم بهش گفتم نمی دونم بعد تا یه دقیقه واستاده لبخند ژکوند تحویلم میده...
هدفش چی بوده آیا؟
...
آخر کلاس هم فامیلمو پرسیده واسه حضور غیاب هرچی بهش بگم نمیفهمه همش میگم ... (فامیلم) میگه کاظمی؟ آخر سر به دوستان گفتم فامیلمو دست به دست نه به ببخشید دهن به دهن کنن برسه بهش بلکه یه حضور بزنه واسمون!!
جالب اینجاس 2ترم باهاش درس داریم ولی هنوز...
جالب تر اینکه دوستانی که فامیل منو میدونن پیدا کنن ربطوشو با کاظمی؟؟؟؟؟
...
*جدیدآ نمیدونم چرا قدرتم زیاد شده به هر جا دست میزنم یا داغون میشه یا قلفتی میاد تو دستم؟؟
آحریش همین ظهریه که یکی از دکمه های کیبورد لب تابمو کندم؟!!!
...
*نوشتم واسم سخت شده همین قد بسه!!!!!
ازین به بعد هر چند وقتی یه بار ازین "چرت نوشت" ها خواهیم داشت!
دیدیم ملت همیشه تو وبلاگشون چرت مینویسن گفتیم ما هم هر چند یه بار چرت بنویسم ملت چرت نویس تنها نباشن غصه بخورن بمیرن از نتهایی!!!
(مزاح بود)
راستی این نوشته محصول مشترک دوتامون بود!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 17:32 توسط دو قلوها

نمی دونم چی شد سیزده بدر شد / گوشم از جیغ و داد و نعره کر شد
به یاد تعطیلات رفته از دست / غم و غصه کنارم همسفر شد
از آجیل شب عید مونده تخمه / تموم پسته ها زیر و زبر شد
رو پیچ و تاب سبز سبزه ی عید / گره از بخت ما هم کور تر شد
عروس تنگ من ، زندانی عید / از آن قصر بلوریش به در شد
دروغ سیزده ی هر ساله ی ما / عجب عیدی به نیککویی سپر شد
سلام دوستان تموم شدن تعطیلات رو تسلیت میگم!
نزدیک سیزه شدیم گفتیم واسه گل پسر های هنوز عاقل مونده ی مجرد یه فال ازدواج بزاریم بلکه با خوندن آینودشون از گره زدن سبزه منصرف شن!!!
یه سر به ادامه مطلب بزنین منور شین و تصیمیم مهم زندگیتونو بگیرید؛
گره زدن یا نردن؟ مسئله این است؟؟؟
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 23:32 توسط دو قلوها
من برگشتم بعد از تور ایران گردی که فقط جای داداش خودم خالی بود!!!
اومدم با یه سوقاتی،که مخصوص همه نیست دوستان برن ادامه مطلب تو کفش بمونن!!
اگه وقت کنم یه مشورت با داداش میکنم یه چند تا عکس و خاطره از سفرم در پست های آتی میدارم!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 23:56 توسط دو قلوها
اين 648 هم كه دوباره رفت مسافرت(آرايه ي تكرار)...
منم كه ديگه حال تنها روندن اين اسب وحشي(آرايه ي مجاز(مجاز از وب)) رو ندارم!!!
دوستان گرامي، اختيار اين وب كلهم دست منه(آرايه ي مبالغه)...
در نتيجه:
بوي عيد ميايد(آرايه ي ايهام) و من تصميم گرفتم كه وب رو تا بعد عيد ببندم...
يعني بريم تو اين مدت زندگي كنيم و بعد بيايم دوباره الافي رو از سر بگيريم...
حالا شايد فردايي هم نبود...
وقتي امروزمان شبيه ديروز است ديگر چه فرقي ميكند كه فردايي باشد يا نه؟؟؟(آرايه ي پرسش)...
مهم نيست...
ما اين چند روز عرصه رو براي جوون ترا ميذاريم(آرايه ي خود پير بيني)...
به هر حال عيد رو تبريك ميگيم...
با اينكه 648 نيست، ولي ميدونم اونم عيد رو تبريك ميگه!!!
شايدم نگه! نميدونم!!(آرايه ي ترديد)
خوب ديگه تا بعد عيد خداحافظ، اميدوارم بعد عيد همتون رو سالم ببينم...
در خوردن مبالغه نكنيد...
و در آشاميدن اغراق (آرايه ي حذف فعل)...
پ.ن: ياد دبيرستان افتادم و اون همه درس ادبيات و آرايه و زبان فارسي و تاريخ ادبيات و....
پ.ن: چه دوراني بود...
پ.ن: هي...
پ.ن: چند تا از اين آرايه ها وجود حقيقي ندارن! اگه تونستين بگين كدوما؟؟
پ.ن: يك فروردين كه برسه، وبلاگمون نيم ساله ميشه، هنوز بچه است...!!!
دوباره پ.ن: پيشاپيش سالي پر از تؤام و سرشار از آكنده، برايتان مملو از لبريزيم...
بازم پ.ن: تا اول فروردين هستم، يعني نظراتو ميبينم و جواب ميدم ولي ديگه آپ نميكنم!!! بعدشم كه...
آخرين پ.ن: انا لله و انا اليه راجعون... براي شادي روح نويسنده ي اين پست، صلوات ختم كنيد...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 21:28 توسط دو قلوها
دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند
*******
اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه، از خونه فرار می کنه. اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری می ده!
*******
یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی می کنه! اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو می کشه
*******
یه پسر اگر 3 تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده می شه بعد با 3 تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو می کنه اما تا کنون دختری که 3 تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشی می کنند و به سه تا نمی رسه مشکلاتشون!
*******
دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره
*******
دخترا می خوان سر پسرا کلا ه بزارن، اما در نهایت سر خودشون کلاه میره.
*******
نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و... هست
*******
دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت می کنن، اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف می کنن و خلاصه: در هر تصادف رد پای یک دختر به چشم می خوره
*******
دخترا فکر می کنن بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هست. ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله
*******
اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه، شما سعی می کنید با اون دختر آشنا بشید! ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم می خورید که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید
*******
دخترا زندگی مشترک رو در عشق و صفا و صمیمیت می بینن ولی پسر ها در غذا
*******
اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمی زنه. اما پسر ها در یک جمع فقط سوتی میدن!
*******
یک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه... اما یک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی دوست دخترش صحبت می کنه
*******
پسر ها می دونن جنبش فمنیسم چیه، واسه همین ازش متنفرن، ولی دختر ها نمی دونن جنبش فمنیسم چیه، واسه همین طرفدارشن
*******
اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه، پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه. ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر می کنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش
*******
بعد از خوندن این مطلب پسرا اول 2 دقیقه فکر می کنند تا مفهوم مطلب رو بفهمن!و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند می زنن زیر خنده و میگن خیلی باحال بود! اما دخترا بعد از خوندن این مطلب 2 ساعت حرص می خورن و فکر می کنن به شخصیت دخترای ایرونی توهین شده و در نهایت چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن، به نویسنده فحش میدن!
پ.ن: صد دوازدهمین سالگرد تأسس باشگاه محبوبمون چلسی مبارک!!! 
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 14:19 توسط دو قلوها
بهم خوش گذشت اگه دوست دارین جای شما هم خالی بود!
الان اصن حس ندارم،خستم ولی یه یه دفعه دیگه میام درست حسابی!
ما بریم چهارشنبه سوزی یه مقدار مین و خمپاره خنثی نشده و عمل نکرده آوردم برم بترکونم بر میگردم!
اوه راستی فهمیدین که من کیم؟؟؟
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 14:49 توسط دو قلوها

دکتر اردشیر قوام زاده رئیس پژوهشكده خون سرطان و سلولهای بنیادی خون ساز دانشگاه علوم پزشكی تهران
برنده جایزه «برترین محقق جهان در زمینه سرطان و بیماری های خونی» شد.
آمریکایی ها گفتند ایران تحریم است:
نه ویزا دادند
و نه اجازه دادند جایزه به او داده شود.
اصغر فرهادی را اما
ویزایش دادند
جایزه هایش دادند
بوسیدندش
تبریکش هم گفتند.
نه فیلم «جدایی» را دیده ام
نه دلم می خواهد ببینم
و نه از سینما سررشته دارم
و نه سینما می روم؛
ولی قرآن را تا بحال ورق زده ام
کتابی که قاعده های کلی به دست آدم ها می دهد
از سوی عالمِ کل:
وَلَن تَرْضَىٰ عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ
قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّـهِ هُوَ الْهُدَىٰ
وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ
مَا لَكَ مِنَ اللَّـهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ
﴿البقرة: ١٢٠﴾
این را صاحبِ قرآن می گوید:
اگر دیدی که یهود و نصاری از تو راضی شدند
یقین داشته باش که از مرام و مسلک آنها تبعیت کردی
و اگر چنین کردی، دیگر امیدی به یاری و ولایت من نداشته باش!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 21:28 توسط دو قلوها
تازه فهميدم غم دوري چه غم بزرگيه!!!
حالا كه اون مارمول ديگه نيست و من مجبورم تنهايي اين وب رو بچرخونم
(يه عالمه آيكون گريه!!!)
.
.
.
خوب ديگه، گريه بسه...
.
گفتم بسه...
ميخواستم فقط بگم كه...
ااا...
يادم رفت چي ميخواستم بگم!!!!
باور كنين سركاري نبود...
آلزايمره و هزار درد بي درمون...
پيري زودرس...
فشار هيجانات مغزي...
تركيدگي هيپوكامپوس...
آب رفتن مغز...
خارش بي رويه مخ...
و هزاران درد بي درمان ديگر...
مشكلي نيست...
ما هنوز هم حالمان خوب است...
.
.
.
ديگه فعلن باي تا بعد
يا همون باي تا هاي خودتون...!!!
.
.
.
به اميد بازگشت 648 
پ.ن: چرا دور اين شلكك ها، دايره ي سفيد ناقصي ظهور مي يابد؟؟
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 16:28 توسط دو قلوها
.
.
.
اين زن بعد از اینکه عاشق یک مار کبری شد , با اون مار ازدواج کرد!!!!!!
"این عروس هندی به نام “عاقله” گفته است: به رغم این که مارها صحبت
نمیکنند یا نمیفهمند , اما ما به طور منحصر به فردی باهم تفاهم داریم!
وی افزود: هر وقت که برایش شیر میگذارم فورا برای نوشیدنش از تپهای که
درآنجا زندگی میکند , خارج میشود(واقعن دليل قانع كننده ايه براي
ازدواجه! از اين به بعد قبل ازدواج، همسرتونو با يه كاسه شير امتحان
كنيد!). این مار هرگز من را نیش نزده است.
در مراسم ازدواج این زوج ۲۰۰۰ نفر شرکت داشتند , چراکه هندیها معتقدند
شرکت در چنین مراسم ازدواجی میتواند برای روستای آنها خوششانسی بیاورد(صد در صد!).
این مراسم عروسی در بوبانسور مرکز ایالت اوریسا در شرق هند برگزار شد.
ازدواج میان انسانها و موجودات زنده دیگر امری شایع و معمول درهند است و
اخیرا یک دختر قبیله نشین با سگی در نزدیکی بوبانسور ازدواج کرد."
پ.ن: ما هم تصميم گرفتيم با طوطي آفريقايي ازدواج كنيم...
پ.ن: آفريقا، طوطي داره؟؟؟
پ.ن: بچه ي مارمولك و طوطي چي ميشه؟؟؟
پ.ن: به پاسخ هاي برتر، جايزه اهدا خواهد كرد...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 17:0 توسط دو قلوها
با اجازتون که البته اصن مهم نیس،فردا شب عازمیم واسه قطار سواری!!!
(آخ که چقد دلم واسه قطار تنگ شده!)
دیگه ما داریم میریم خودتون میدون که اگه منو حلال نکنین سرکارتون میفته با 1915![]()
(گرفتین من کدومم؟)
اصولآ من با هر مدرسه یا دانشگاهی رفتم اردو یا مسافرت دیگه از سال بد اون دانشگاه و مدرسه نبردن با خودشون
حالا خدا رحم کنه این یه هفته رو به اون بخت برگشته هایی که قرار با من هم سفر بشن
![]()
هه هه آی حال میده شلوغ بازی...
دیروز بچه ها اومدن میگن ... بیا کارت داریم مگم چتونه چی میخواین؟
بعدش کلی قصه و داستان که آخه داداش من تو داری میری راهیان نور اونجا با بقی اردوها فرق داره ![]()
و...
منم یهشون قول دادم تا حد امکان جلو خودمو بگیرم اونجا![]()
اوه یادم رفت بگم که من رفتم تا سال 91 !؟؟؟
ینی دیگه تا نمیدونم چندوم فروردین 91 نیستم اینجا!
سال 90 سال بسیار مهمی بود واسم...
بگذریم زیادی حرف نوشتم!!!
به این تصویر پایینی یه نگا بندازین:

گرفتین چی شد؟
دِ نگرفتین دیگه!
میخواستم تابرگردم بزارم تو خماریش بمونین گفتم شاید رفتم و برنگشتم بد شما همینطور از الافی بپوسین
![]()
یه سر به ادامه مطلب بزنین!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 12:0 توسط دو قلوها
فریب آرامش دروغین دنیا را نخوریم
دنیا هیچگاه بدون طوفان نبوده است،
آری ، دنیا جای غریبی ست ،
اینجا حتی پسر نوح بودن بی فایده است؛
اگر که با نوح نباشی ...

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:16 توسط دو قلوها
شما حتمأ این این تراکت های تبلیقاتی نامزد های محترم انتخاباتی رو دیدید که تقریبأ همشون مزین هستن به عکس جناب کاندید و پرچم کشورمون که خُب اونم منقش هست به کلمه مبارک "الله"!؟
اصولأ این کاغذها کف خیابون های شهرهامونو پوشوندن مسئله اصلأ این نیست که ما بیایم به شما بگیم شهر ما خانه ی ما پس اونارو وقتی بهتون دادن نندازین رو زمین و بندازیدشون داخل سطل های زباله!
نه!؟
اون کاغذ ها حامل پرچممون و کلمه ی "الله" است و انداختن اونها تو سطل آشغال ها یا رها کردنشون رو زمین تا اینکه همینجور مثل توپ فوتبال پاس بخورن ازین طرف به اون طرف یه جور بی احترامی به خدا و کشورمون محسوب میشه!
ما لازم نیست از دست کشورهایی که به کشور،دین،قرآن و پرچممون بی احترامی میکنن عصبی بشیم فقط لازمه وقتی اینهارو رو زمین دیدیم خم شیم (توجه داشته باشین که هیچی ازتون کم نمیشه!) و اونا برداریم و واسه خودمون افتحار کنیم که نسبت به کشورمون احساس مسئولیت میکنیم!
سخن کوتاه؛ما مخلص اونی هستیم که این خواهش مارو برآورده میکنه!
پ.ن:دوستان لطف کنن این مطلبو اطلاع رسانی کنن.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 17:47 توسط دو قلوها
اينه وضع هر كشوري پس از استفاده ي مداوم از اينترنت و كامپيوتر و... :
ديگه بازم زير عكسا نوشته شده كه از كجا دزديديمشون ،ولي در هر حال شما به كسي نگين!!!




حالا كي گفته بهشت؟
ما فرض ميكنيم جهنم!!!!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 16:38 توسط دو قلوها
خوب هستيد آيا؟
پست قبلي رو گذاشتيم و ديديم كه نظر زن ها دراين مورد از اين دو حالت خارج نيست(حد ميانه هم ندارد!!) :
1. وقتي پست قبلي رو ميبينن، ميگن اينو كه خودمون ميدونستيم و از اين جور حرفا!!
2. نظر ميدن كه اشتباهه و كدوم آدم عاقلي همچين حرفي زده و بازم از اين حرفا!!!!!
خوب... چي بگيم ما؟؟
حالا...
ديگه ديديم زيادي طرفداري كرديم!!!
در نتيجه:

هه هه هه
ديگه معلوم هم هست كه عكس رو از كدوم سايت كش رفتيم....
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 16:2 توسط دو قلوها
خداييش تا حالا دقت كردين؟
يا فقط چون همه ميگن بده، شما هم ميگين بده؟
خوب...
ما تصميم گرفتيم مقداري از زنها طرفداري كنيم...
خواهشآ بخونين، بعد كه خوندين، دقت كنين، بعد كه دقت كردين، فكر كنين....
حالا خانم هاي محترم هم لطفآ جوگير نشوند!
اين پايين نوشته كليك كنين، پس كليك كنين!!!
يعني برين ادامه مطلب!!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 12:40 توسط دو قلوها
دیدیم ملت خیلی اصرار دارن که ما آپ بزینم پس یعنی این پست ما کاملأ زورکی بوده است!!!!!
به ادامه مطلب برید و مستفیض شید!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 0:25 توسط دو قلوها
اگر چه طبیبی و دوا درست میکنی
گهی برای خیر ما بلا درست میکنی
از اینطرف همیشه بارها خراب میکنم
از آنطرف همیشه بارها درست میکنی
گدای آستانه ات شدن به دست ما نبود
تو با کریمی خودت گدا درست میکنی
من از گناه خسته ام از اشتباه خسته ام
بجان مادرت بگو مرا درست میکنی؟
از این دلی که سالهاست بندگی نکرده است
فقط تویی که بنده ی خدا درست میکنی
تویک غروب میرسی وگنبد بقیع را
شبیه گنبد امام رضا درست میکنی
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 12:0 توسط دو قلوها
ما برگشتیم
خوش اومدیم به دنیای مجازی
اگه بگیم دلمون واسه وب و شما تنگ شده بود
دروغ گفتیم!!!!!!
کاملإ بی احساس هستیم
يعني نسبتآ بي احساس
ولی از برگشتمون شادیم
شما هم شاد بشین
چون تو فکرشیم یه کارایی رو انجام بدیم...کامنت هایی که گذاشته بودین رو تأیید کردیم ولی خدایی حس جواب دادنشونو نداریم!!!
ما را عفو کنیم
البته بگیم که به همتون سر خواهیم زد.
اینم اشانتیون:

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:30 توسط دو قلوها
هر سوالي كه پرسيده شود، جوابي خواهيم داد...
فقط سه نكته ميمونه كه بايد گوشزد كنيم:
1) حد خودتون رو نگه داريد!
2) سوال درباره ي اسمامون نباشه كه جوابي نخواهد داشت!
3) اگه احساس كنيم سواليو نبايد جواب بديم، خوب جواب نميديم!!!!!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 16:13 توسط دو قلوها
پسرم! گروهی، اگر احترامشان کنی تو را نادان می دانند و اگر بی محلیشان کنی از گزندشان بی امانی. پس در احترام، اندازه نگهدار!
پسرم! دانشگاه کسی را آدم نمی کند. علم را از دانشگاه بیاموز ، ادب را از مادرت!
پسرم! سخت ترین کار عالم ، محکوم کردن یک احمق است.
پسرم! در تاکسی با تلفن همراه بلندبلند صحبت نکن!
پسرم! با كسی كه از روزنامه فقط نيازمنديهايش را ميخواند دوستی نكن. آدم بيكار و بی اراده ای است.
پسرم! با کسی که شکمش را بیشتر از کتاب هایش دوست دارد ، دوستی مکن.
پسرم! با رئيس ات زياد گرم نگير برايت حرف درمی آورند.
پسرم! هیچ گاه از دانشگاه های هاروارد، ماساچوست و بوستون مدرک نگیر. برایت حرف در میارن. مگه آزاد رودهن چشه؟
پسرم! قرض نگير. قرض هم نده!!!!!!!!!!!!!!!!!
پسرم! شماره حساب هدفمندی یارانه ها ، رمزگذاری شده در صندوقچه مرحوم آقابزرگ توی اتاق پشتی است!!
پسر! اخبار را از منابع مختلف بگیر. جمع بندی اش با خودت. مخاطب دائمی یک رسانه بودن آدم را به حماقت می کشاند.
پسرم ! كسي را به خاطر دين اش مسخره نكن. چون او هم حق ندارد بخاطر دين ات تو را مسخره كند.
پسرم! شهر ما خانه ما! …نه نه نه! نمی خواد عزیزم. شهرشون خونه خودشون. اول اتاقت رو از این ریخت در بیار.
پسرم! دوستانت را با یک لیوان آب خوردن امتحان کن! آب را به دستشان بده تا بنوشند! بعد بگو تا دروغ بگویند! اگر عین آب خوردن دروغ گفتند از آنان بپرهیز…!
پسرم! قواعد رانندگي را بيخيال. فقط مواظب باش بهت نزنند.
پسرم! اگر کسانی از سر نادانی به تو خندیدند ، تو برای شفایشان گریه کن.
هان ای پسر! اهل هنر را احترام کن. اما مواضع سیاسی ات را با کسی مسنج وکسی را به خاطر مواضعش مرنجان.
پسرم! بلوتوث تلفن همراهت را خاموش نگهدار، مگر در مواقع ضروری!
فرزندم!هیچ کس تنها نیست.
پسرم! هر روز از همکارانت در اداره عمیقا خداحافظی کن. کسی نمی داند آیا فردا در همان اداره باشی یا نه. اداره در همان شهر باشد یا نه. شهر در… ولش کن پسرم!!
پسرم! پیامک های عید نوروزت را همین الان بفرست!
هان ای پسر! خواستی در مملکت خودمان درس بخوانی بخوان. خواستی فرنگ بروی برو. اما اگر ماندی از فرنگ بد نگو ، اگر رفتی از مملکتت(يا برعكس!)!
پسرم! گوجه را از نارمک بخر، شنیده ام ارزان است!
و در آخر: پسرم اوج نگیر!!!
پ.ن: نكته آخري رو خودتون بفهمين!
پ.ن: به اسم پست دقت كنيد!
پ.ن: بهتره بعضياشو خيلي جدي نگيرين!!!
پ.ن: تولد ژاوی جون مبارک!! ![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 11:6 توسط دو قلوها

الهم صل علی علی بن موسی الرضاالمرتضی،
الام التقی النقی،و حجتک علی من فوق الارض،
ومن تحت الثری،الصدیق الشهید،صلاة کثیرة تامة،
زاکیة متواصلة،متواترة مترادفة،کافضل ماصلیت علی احد من اولیائک.
( الهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین)
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 23:30 توسط دو قلوها
بی تاب است/بی تاب لبخندی/که بر لب شما نشسته
است/و او خوب میداند/این لبخند/-با همه شکوهش-
جز خداحافظی/معنایی ندارد
چشم که می گرید
به هر سو/چشم فاطمه(س)/بی تاب
بی تاب چشمان شما/-که میان زمین و آسمان-
در پرواز است/به انتظار لحظه موعود
اما انگار لحظه موعود را/فاطمه(س)
باید تعیین کند/با اجازه ای که می دهید
تا جناب عزرائیل
به حضور آید/... وسر انجام/لبخند شما
که فاطمه را
به خویش میخواند/و نجوایی که
در جان فاطمه دارید/اجازه را از فاطمه
میگیرد/... و پرواز
اسم رمزی میشود
از لبیک به ارجعی الی ربک/اما...
اما شما میروید/و فاطمه میماند/هفتادوپنج روز
نودپنج روز/فرقی نمیکند
هر روزش/تلخی هزار سال را با خویش داشت/فاطمه -
همو که عزیزترین بود برای شما-
کتک خورد
و علی... حالا آدم می فهمد
راز بی تابی فاطمه را
بی تابی فاطمه را/در مدینه
که گریه هایش را هم تاب نمی آورند
چقدر غریب بود فاطمه/چقدر غریب بود علی/... و چقدر
غریب بودید شما/و این غربت ادامه یافت/از فاطمه تا
علی/از علی تا حسن/و چقدر غریب بود
امام مجتبی/غرببت و تنهایی/ و کوزه ای پر از زهر/و
کینه های بدریه/زهر شد
و قلب مهربان حسن را/هزار شرحه کرد/حسین
گریست/زینب/مویه
کرد/و عباس/دست به قبضه ی شمشیر برد
وقتی در مدینه/پیکر حسن را هم/تاب نمی آوردند/و اگر
نبود/صبر حسین/عباس/-آن دلاور هاشمی-
جواب تیرها را/با ذوالفقار علی میداد
اما...
اما تا کربلا هنوز
خیلی راه مانده بود...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 23:30 توسط دو قلوها
ساعت شمار و دقیقه شمار روی خال پنجم است.
از همان روزهایی که قبل از خورشید بیدار میشوی،از خدا جا نمیمانی و از دینگ دینگ بیدارباش گوشی جلو میزینی.
از همان روزهایی که خوابت خواب میماند،میروی سراغ آب،سراغ قبله و سراغ خدایی که
همه جا هست والبته گاهی نبیست... توی این ذهن زمینی فراموشکار آدمیزاد.
پاهایت منتظرند،میخواهند راه بیفتند و بروند،میخواهند از خیابانها،از شهرها و حتی از نور هم سبقت بگیرند.
بروند همان جایی که دلت آنجا رفت؛به حرم.واکنون این پاها میخواند فاصله ی تو و حرم را کم کنند.
تو فکر میکنی این فاصله هم فلسفه ای دارد برای خودش.
بعضی وقت ها خود آدم،توی حرم ولی دلش فرسنگها دور تر ...
بعضی وقها هم آدم دور ازحرم،لی دلش توی حرم،کنار کبوتر های حرم،کنار گنبد پرواز میکند.
فاصله چیز عجیبی است... مثل فاصله ی انسان با خدا.
خدا به انسان از رگ گردنش نزدیک تر است و انسان از او هزاران سال نوری فاصله دارد.
هرچند که گاه این فاصله کمی کوتاه میشود،و وقتی که انسان دستان پر از التماس
را به سوی آسمان دراز میکند و میگوید: دستانم خالیست.
پاهایت منتظر تویند،هر چند دلت منتظر نمی ماند و خودش تنها پر میکشد.
از در بیرون می آیی،نور او،صدای او،حرکت... گام اول،گام دوم،... گاه ششم،
گام هفتم،و همه ی این گام ها در امتداد رسیدن به امام هشتم.
راه می افتی،تادیگر پاهایت منتظر نباشد.پاها،خودت و قلبه در امتداد یکی
از همین مسیرهای منتهی به حرم مطهر قرار میگیرد.
از کنار جوانی که پیرمرد را از عرض خیابان رد میکند رد میشوی.
از کنار صورتهایی که رویشان لبخند است میگذری.از کنار تمام زیبایی ها رد میشوی.
می رسی به میدانی که همه نان بازو میخورند،می رسی به چهار راهی
که کودکان روزنامه فروش راه خودشان را پیدا کرده اند.
خادم در ورودی فهمید که تو چیزی با خود داری که نباید داشته باشی.ولی به روی خودش نیاورد!
بعضی چیزهایی دارند که نباید داشته باشند.
اجازه ی ورود داده میشود با همه ی چرک های دل و قلبهای خالی از یاد دوست،با همه ی این چیزها...
مادربزرگی وارد صحن میشود،سلام میدهد و تو نگاهی میکنی که چه قدر زیبا
سلامش در کنار کبوتران حرم به سوی گنبد پر میکشد.
همه ی ابرهای باران زا به قطره ی اشکی که از چشم تو میچکد،غبطه می خورند.
چقدر استوارند همه ی این هایی که خم میشوند،و با خم شدن به سمت حرم چقدر قد میکشند.
بوی گلاب می آید،برای آنکه بهتر آن را حس کنی،عمیق تر نفس میکشی.
مردی لبخند میزند و او هم نفس عمیق میکشد.همه ی مردم صحن نفس عمیق میکشید و
چقدر زیباست در این فضا نفس عمیق کشیدن!
ساعت شمار و دقیقه شمار روی خال هشتم است.السلام علیک یا ثامن الحجج،یا امام هشتم.

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 13:29 توسط دو قلوها
السلام علیک یا علی بن موسی ایها الرضا(علیه السلام)

وبلاگمان را از امروز عضاداره ولی نعمتمان امام رضا(ع)کرده ایم؛که قطعأ اگر سایه مطهر ایشان بر شهرمان فیض نمی رساند با همین زلزله ی 5/5 ریشتری تمامی یمان نابود بودیم...
پ.ن:پخش زنده از حرم امام رضا(ع) رو از دست ندید!!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 16:39 توسط دو قلوها

منم دیگه وبلاگ تنهایی رو نمیخوام
و تا وقتی اون یکی قُلم نیاد من دیگه هیچ علاقه ای به پای وی نشستن ندارم
چیکار میشه کرد به هرحال این وب مال ما 2تاست
و تا اون 2باره برنگرده وضعیت من پای وبمون اینطوریه:
![]()
فعلآ 
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 14:49 توسط دو قلوها







